جنگ نرم چیست؟
جنگ نرم


جنگ نرم مترادف اصطلاحات بسیاری در علوم سیاسی و نظامی است. در علوم نظامی از واژه هایی مانند جنگ روانی یا عملیات روانی و در علوم سیاسی از واژه هایی چون براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین و اخیرا به واژه انقلاب رنگین برای تبیین این اصطلاح استفاده میشود.
گاهی به جای جنگ از واژه های تهدید یا قدرت نیز استفاده می شود، ولی در نهایت هر دوبه یک مفهوم ختم می شوند. نظریه جنگ نرم طی دهه های اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است و "ژوزف نای" از اندیشمندان معاصر معتقد است، مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "اقناع" است، او برخلاف بعضی از صاحب نظران، اقتصاد و دیپلماسی را در زیرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام می برد.
در تمامی اصطلاحات بالا هدف مشترک تحمیل اراده گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه های نظامی است. اما از آنجا که در مورد گستردگی و حوزه فعالیت هر کدام اتفاق نظر وجود ندارد؛ اشاره کوتاهی به هر کدام از واژه های مذکور و سابقه تاریخی آنها خواهیم داشت.
مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت بر "اجبار" و مبنای قدرت نرم بر "اقناع" است
جنگ روانی، جنگ نرم
فولر، مورخ و تحلیلگر نظامی بریتانیایی اولین کسی بود که اصطلاح جنگ روانی را در سال 1920 به کار برد. در آن زمان استفاده فولر از واژه جنگ روانی در محافل نظامی و علمی بریتانیا و آمریکا توجه چندانی را به خود جلب نکرد. در ژانویه 1940 با انتشار مقاله ای با عنوان "جنگ روانی و چگونگی به راه اندازی آن" این اصطلاح برای اولین بار وارد ادبیات آمریکا شد. بر این اساس "جنگ روانی را باید استفاده از هر نوع وسیله ای به منظور تاثیر گذاری بر روحیه و رفتار یک گروه با هدف نظامی مشخص معنا کرد". در پایان جنگ جهانی دوم این اصطلاح به "فرهنگ لغت وبستر" وارد شد و بخشی از عبارت پردازیهای سیاسی و نظامی آن زمان را تشکیل داد.
در سال 1950 یعنی تنها یکسال پس از پایان جنگ جهانی دوم "ترومن"، رئیس جمهور وقت آمریکا به منظور کسب آمادگی برای اجرای جنگروانی در کره پروژهای با عنوان "نبرد حقیقت" را با بودجهای معادل 121میلیون دلار تصویب کرد. ارتش آمریکا اداره و ریاست جنگ روانی را به عنوان بخش ستادی ویژه ایجاد کرد و در کنار واحدهای رزمی، واحدهای جنگروانی گستردهای را با استفاده از تجربیات جنگجهانی دوم تشکیل داد. از آنزمان تاکنون، سازمانها و واحدهای روانی ـ تبلیغاتی آمریکا با توسعهای روزافزون همواره به عنوان یکی از بازوهای اصلی آن کشور در جنگ و صلح عمل کردهاند.
براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین، انقلاب رنگین
در سال های پایانی جنگ سرد، اولین پروژه براندازی نرم در لهستان و با رهبری "لخ والسا" در جنبش کارگری این کشور در سال 1984 تحقق یافت و با فروپاشی شوروی و یوگسلاوی و چند کشور دیگر اروپای شرقی براندازی نرم به مسئله جدیدی در حوزه قدرت و امنیت تبدیل شد.
براندازی نرم، تهدید نرم، انقلاب مخملین، انقلاب رنگین

استعمارگران از براندازی حکومت ها در یوگسلاوی، گرجستان، اوکراین، قرقیزستان و امثال آن با عنوان انقلاب های رنگی، به جای واژه خشن جنگ نرم یاد می نمایند.
انقلاب های مخملی یا "انقلاب های رنگی" و "گلی" از شیوه های براندازی نرم است که نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت به همراه مبارزه منفی و نافرمانی مدنی را شامل میشود. انقلاب های رنگی و مخملی در جوامع پسا کمونیستی در اروپای مرکزی، شرقی و آسیای مرکزی اتفاق افتاد. این واژه برای نخستین بار از سوی "والسلاوهادل" رئیس جمهور پیشین چک که در آن زمان رهبر مخالفان چکسلواکی سابق بود، وارد ادبیات سیاسی شد. مخالفان حکومت در چکسلواکی با انجام سلسله اقدامات مرتبط و زنجیرهای در طی یک دوره شش هفتهای از 17 نوامبر تا 29 دسامبر 1989 در این کشور موفق به نوعی دگرگونی و جابجایی قدرت شدند. این پدیده سپس به شکل زنجیرهای در صربستان طی دو مرحله 1997 - 2000 ، گرجستان 2003 ، اوکراین 2004 و قرقیزستان 2005 ادامه یافت.
به طور کلی اهداف آمریکا از سازماندهی انقلاب های رنگین در کشورهای هدف را در چارچوب حوزههای زیر میتوان بررسی کرد:
- تسلط بر مناطق ژئوپلتیکی و ژئواستراستژیکی
- کنترل شریان انتقال انرژی و جلوگیری از تسلیحاتی شدن آن
- حذف و یا مهار نظام های مخالف در برابر نظام آمریکا
- ممانعت از ایجاد اتحادیه های نظامی و امنیتی در آسیا، خاورمیانه و آسیای مرکزی
- همسو کردن کشورهای هدف با سیاست های آمریکا
- فرصت سازی اقتصادی برای آمریکا
- مهار بیداری اسلامی
جورج سوروس ، رئیس بنیاد سوروس سرمایه دار بزرگ آمریکایی یا به عبارتی میلیاردر یهودی آمریکایی یکی از معماران اصلی انقلاب مخملین گرجستان در گفتگویی با روزنامه لس آنجلس تایمز اظهار داشت که : تمایل دارد سناریوی گرجستان در کشورهای آسیای مرکزی یعنی تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و ترکمنستان تکرار شود.
شرکتکنندگان انقلابهای رنگین اغلب از مقاومت مسالمتآمیز با هدف اعتراض علیه دولتهای غیرهمسو با آمریکا و حمایت از دمکراسی، لیبرالیسم و استقلال ملی استفاده کردهاند و معمولاً یک رنگ یا گل خاصی را به عنوان سمبل و نشانه خود برگزیدهاند. اعتراضهای صورت گرفته و نقش مهمی که سازمانهای غیردولتی به ویژه سازمانهای فعال دانشجویی در سازماندهی مقاومت مسالمتآمیز ایفا میکنند، این رویدادها را برجستهتر نشان میدهد.
جنگ روانی پیشینه ای بسیار طولانی دارد؛ چرا که انسانها برای تحت تأثیر قرار دادن طرف مقابل به شیوهها و ترفندهایی متوسل میشدند، اما اصطلاح جنگ روانی در جنگ جهانی دوم در آمریکا و اروپا رواج یافت
اهداف اجرایی از جنگ نرم
- تأثیرگذارى شدید بر افکار عمومى جامعه مورد هدف از راه طرح جنگ نرم و با ابزار خبر و اطلاع رسانى هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش براى پیشبرد اهداف خود سود جسته است و البته موفقیت هایى هم در این زمینه داشته است.
- ترساندن از مرگ یا فقر یا قدرت خارجى سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن براى ایجاد جو بى اعتمادى و ناامنى روانى.

- اختلاف افکنى در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام هاى نظامى و سیاسى کشور مورد نظر در راستاى تجزیه سیاسى کشور.
- اشاعه بذر یأس و نومیدى درمیان مردم و بویژه نسل جوان به منظور بى تفاوت کردن آنها نسبت به کشور خود و تحولات احتمالى آتى.
- کاهش روحیه و کارآیى رزمى ( در زمان جنگ نظامى).
- ایجاد اختلال در سامانه هاى کنترلى و ارتباطى کشور هدف.
- تبلیغات سیاه (با هدف براندازى و آشوب) به وسیله شایعه پراکنى، پخش تصاویر مستهجن ، جوسازى از راه پخش شب نامه ها و ...
- تقویت نارضایتى هاى ملت به دلیل مسائل مذهبى، قومى، سیاسى و اجتماعى نسبت به دولت خود به طورى که در مواقع حساس این نارضایتى ها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند.
- تلاش براى بحرانى و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیل هاى نادرست و اغراق آمیز که مقام معظم رهبرى نیز در دیدار اخیر اعضاى مجلس خبرگان با ایشان به آن اشاره داشته و آن را در راستاى خط تهاجمى دشمن توصیف کردند.
با توجه به تمام مطالبى که گفته شد، ضرورت مقابله جدى با جنگ روانى دشمن به شیوه هاى سخت افزارى و نرم افزارى بر کسى پوشیده نمى ماند. اما در این میان وحدت استراتژیک تمام نهادهاى کشور براى پاسداشت تمامیت ارضى نیز مقدمه اى لازم براى خنثى کردن جنگ روانى دشمنان است.
عمده ترین هدف در تهدید نرم، تاثیرگذاری بر انتخاب ها و کنترل فرایند تصمیم گیری است
نجم آبادی تصریح کرد: عرصه های «تهدید نرم» عرصه فرهنگی، سیاسی واجتماعی است و تهدیدهای فرهنگی که از آن به عنوان تهاجم فرهنگی و یا تهدید نرم یاد می شود، به دنبال ایجاد انواع بحران های فرهنگی- سیاسی در جامعه برای دستیابی به اهداف و اغراض سیاسی است.
وی در ادامه با بیان اهداف اصلی تهدید نرم گفت: حذف باورمندی جامعه، سلب اراده و روحیه مقاومت و در مجموع استحاله فرهنگی و سیاسی است. در این نوع تهدید تلاش می شود، ملتی دارای آرمان به ملت بی آرمان تبدیل شود و آن هم به دست خود، الگوهای رفتاری خود را در عرصه های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی به چالش کشاند، امروزه تهدید نرم، موثرترین کارآمدترین و کم هزینه ترین و در عین حال خطرناکترین و پیچیده ترین نوع تهدید علیه امنیت ملی یک کشور است، چون می توان با کمترین هزینه با حذف لشکرکشی و از بین بردن مقاومت های فیزیکی به هدف رسید، زیرا با عواطف، احساسات، فکر و اندیشه و باور و ارزش ها و آرمان های یک ملت و نظام سیاسی ارتباط دارد. ابعاد این جنگ و تهدید، گسترده تر و مخرب تر است، زیرا دین، فکر و آرمان ملت ها را آماج تهاجم خود قرار می دهد.
رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات استراتژیک مقابله با جنگ نرم ایسکانیوز ادامه داد: در راستای مقابله با اهداف دشمنان ،این مرکز؛ حوزه ارزیابی و نظارت برمحتوای رسانه ایی را به منظور آسیب شناسی نقاط ضعف و غنی کردن نقاط قوت ،راه اندازی نموده است.
رسانه مهمترین ابزار دیپلماسی فرهنگی
این استاد دانشگاه در ادامه افزود: هر رسانه جدید که به جامعه ای وارد می شود اگر مردم جامعه اطلاعات و زمینه ذهنی قبلی از آن رسانه نداشته باشند، به نوعی دچار شوک می شوند و فضای ذهنی افراد جامعه به هم می ریزد درست مثل آنچه در ایران با آن روبرو شدیم. وقتی ماهواره، اینترنت، موبایل و... به ایران وارد شد به مردم فرهنگ استفاده صحیح از این ابزار رسانه ای عرضه نشد و اکثر مصرف کنندگان این تکنولوژی های رسانه ای و ارتباطی به سراغ وجوه منفی این ابزار رفتند و حال آنکه در تمام دنیا قبل از ورود یک وسیله ارتباطی جدید به مردم یک پیش زمینه ذهنی داده می شود.
دکتر فیاض ادامه داد: حالا این ابزار وارد شده، و مادر این موج که نه در گرداب استفاده ناصحیح از آنها قرار گرفته ایم و مسوولین فرهنگی کشور هم مدام نهی می کنند که از ماهواره استفاده نکنید! چرا؟ اگر به مردم از قبل مضرات استفاده ناصحیح از شبکه های ماهواره ای آموزش داده می شد خودشان اتوماتیک همه شبکه ها را کنترل می کردند. نکته مهم تر این که رسانه های ما هم نتوانسته آن طور که باید وشاید مخاطبان را اقناع کند. این روز ها شبکه های بیگانه چون فارسی وان، BBC ، و... اذهان مردم را تسخیر کرده اند، هرچند که برخی از دروغ پردازی های BBC، ماهیت این شبکه ضد ایرانی را برای مردم محروم روشن کرد.
وی در خصوص بحران فرهنگی ایجاد شده در کشور گفت: اگر به آمار های طلاق در جامعه دقت کنیم، می بینیم اکثر این جدایی ها به دلیل ورود شبکه های غیر اخلاقی ماهواره ای، چت کردن پای اینترنت ویا فیس بوک ایجاد شده است. 30 سال از انقلاب گذشته و مسوولان فرهنگی کشور هنوز اندر خم یک کوچه اند!
مسوولان فرهنگی کشور تخصص لازم در این حوزه را ندارند، موسیقی اصیل ایرانی را نمی شناسند!
در حالیکه می توانیم از پتانسیل پرظرفیت موسیقی اصیل ایرانی بهره ببریم و دیگر نگران گرایش جوانان کشورمان نباشیم. ما هنوز دانش مواجه شدن با مسایل فرهنگی کشورمان را نداریم و در این شرایط هرچه طرح و برنامه ارائه کنیم نتیجه ای در پی نخواهد داشت.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: فرهنگی که هنوز نتوانسته خودش را بازتعریف و پیدا کند، چگونه می تواند در مقابل جنگ نرم استکبار جهانی ایستادگی کند.
ابزار امروز دشمنان جنگ نرم و از بین بردن فرهنگ هاست، چرا که اگر ملتی فرهنگ و هویت نداشته باشد تا همیشه تحت استعمار خواهد بود. به عقیده من فرهنگ کشورما دچار بیماری بزرگی شده و نیازمند عزم جدی مسوولان فرهنگی است به راستی وقت آن نرسیده که کمی هم به فکر فرهنگ کشور باشیم؟!
تفاوت های جنگ نرم و سخت از از دیدگاه عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی
امام جمعه گچساران در ادامه گفت: کشته جنگ نظامی را شهید و دوست داشتنی می نامیم ولی مرده جنگ نرم را، آلوده و بی مقدار و نفرت انگیز می دانیم. در جنگ سخت دشمن اعلام جنگ را بصورت روشن بیان می کند. ولی در جنگ غیرنظامی با اعلام دوستی و با فرهنگی پنهان وزیرخاکی وارد عمل می شود.
عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب بیان داشت: درگیری دشمن در جنگ سخت با باورهاست ولی در جنگ نرم، شرف و دین انسان پایمال می شود. هجوم دشمن در جنگ سخت، با بمب های موشکی است ولی در جنگ غیرنظامی شک و تردید را از مرز فکری و روحی وارد خانواده ها می کنند. در جنگ نظامی پادگان ها، خطوط، کوه و دشت مورد تهاجم قرار می گیرند ولی در شبیخون فرهنگی، مدرسه، مطبوعات، عقیده ها، روان ها و کتابها مورد تهاجم قرار می گیرند.
وی اظهارداشت: مرز جغرافیایی درمیدان جنگ سخت، محدود است ولی در جنگ نرم گسترده و مرزی ندارد. گرفتاران میدان جنگ نظامی را آزاده می گویند که باعث سربلندی خانواده است ولی گرفتاران میدان جنگ نرم ، ملتی را آلوده و دودمانی را خجالت زده و سرافکنده می کند.
وی در ادامه افزود: در جنگ سخت مجروح را به عقب برمی گردانند که مداوا شود ولی شبیخوان فرهنگی بعد از اولین زخم آن رابه جلو منتقل می کنند. تیر و ترکش جنگ نظامی به سر و دست و پا وسینه و بدن است ولی در جنگ غیرنظامی زهر هوس، و ویروس گناه، دین و اندیشه انسان را آسیب می دهد.
عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب خاطر نشان کرد: در جنگ نظامی این انگیزه ایجاد می شود که به یک مبارزه خصومتی تبدیل شود ولی نیش خورده جنگ نرم فرهنگی، بی انگیزه و خلا سلاح شده است.
وی تصریح کرد: تشییع جنازه رزمنده جنگ نظامی روح حماسه به یک شهر می بخشد ولی شبیخون فرهنگی ، آلودگی شخصی و روح جامعه را مست می کند. هجوم نظامی، انسان را مقاوم و آهنین تر می کند ولی جنگ نرم انسان را بی تفاوت می کنند، گذرگاه جنگ سخت ، جبهه و سربالایی است ولی در عرصه های جنگ نرم، سراشیبی و بدبختی است.
امام جمعه گچساران افزود: در جنگ سخت از خود می گذرند تا به خدا برسند ولی در جنگ نرم از خدا می گذرند که به خود برسند. قربانیان جنگ نظامی شهید راه امر به معروف تلقی می شوند ولی قربانیان تهدید نرم کشته می شوند که به بیراهه و منکر بروند.
وی در خاتمه خاطر نشان کرد: بنابراین باید تمام تلاش خود را بکنیم تا از مجروحان جبهه جنگ و ترکش خوردگان باشیم و از کسانی نباشیم که هجمه شبیخون فرهنگی ب آنها وارد می شود. اگر دنبال درمان هستیم بهترین راه توبه است تا دیر نشده باید روح خود را به اولیای الهی(ع) گره زد وببه خدا وصل شد چرا که خداوند بزرگ و توبه پذیر است.


ترسم که شعر سنگ مزار من این شود