همین ها بود که دام زندگی ام شد...
محشر پر از هیاهو بود و زن در اضطراب.
بی مقدمه فریاد کشید:
خدایا! خودت مرا زیبا آفریدی ، خودت مرا آراستی و جلوه دادی،
همین ها بود که دام زندگی ام شد...
حرفش تمام نشده بود که مریم را آوردند؛ مریم مقدس.
تا نگاهش کرد، از زیبایی اش مبهوت شد و از عفّتش غرق در خجالت.
دیگر حرفی برای گفتن نداشت...
حدیثی از امام صادق علیه السلام

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 7:4 توسط ♥●•٠·˙خانوم مهندس˙·٠•●♥
|
ترسم که شعر سنگ مزار من این شود