دعا در قرآن
دعا در قرآن
نیاز بشر به دعا چنان گسترده است كه تنها اختصاص به مؤمنان نداشته بلكه در طول تاریخ در زندگى كافران نیز وجود داشتهاست ...
قرآن كریم مىفرماید: «و ما دعاء الكافرین الا فى ضلال» (1) ; دعاى كافران، كه غیرخدا را مىخوانند، در گمراهى است و راه به جایى نمىبرد.
معناى اطاعت آسمانها و زمین از حضرت حق انقیاد تكوینى از قوانین حاكم بر جهان و مقررات جارى در طبیعت است. ولى انسان گذشته از آن اطاعت تكوینى مأمور است كه به اراده و اختیار خود به مقررات الهى عملكند.
واژه دعا
فیروزآبادى در معناى دعا مىگوید: «الدعاء: الرغبة الى الله ...»; یعنى دعا همان میل و توجه به سوى خداست (2) .
راغب اصفهانى مىنویسد: «... دعوته: اذا سالته واذا استغثة ... والدعاء الى الشىء: الحث على قصده ...»; یعنى اینكه مىگویى: «دعوته» هنگامى است كه از او چیزى بخواهى و زمانى كه از او یارى بخواهى... . خواندن به سوى چیزى به معناى كسى را به كارى و چیزى دعوت و ترغیبكردن است ... (3) .
قرآنكریم مىفرماید: «و الله یدعوا الى دار السلام» (4) ; خداى بزرگ مردمان را به سوى بهشت دعوت مىكند.
و نیز مىفرماید: «یاقوم ما لى ادعوكم الى النجاة و تدعوننى الى النار تدعوننى لاكفر بالله و اشرك به.» (5) اى قوم من، چه شدهاست كه من شما را به سوى نجات فرامىخوانم و شما مرا به سوى آتش مىطلبید؟! از من مىخواهید تا به خدا كافر شوم و بدو كفر ورزم.
در این دو آیه و نظایر آن «دعا» به معناى دعوت و تشویق به سوى چیزى است.
پروردگار بزرگ در آیه دیگر مىفرماید: «و اذا سالك عبادى عنى فانى قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان ...» (6) ; و هرگاه بندگانم درباره من از تو پرسیدند، پس من [بدانان] نزدیكم و پاسخ دعاكنندهاى كه مرا مىخواند مىدهم.
و نیز مىفرماید: «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یكشف السوء» (7) ; آیا چه كسى جواب انسان مضطرى كه خدا را خوانده و از او استغاثه مىكند مىدهد؟ و بدى را برطرف مىكند؟
در این دو آیه و امثال آن مقصود از «دعا» طلب نیاز و استغاثه و دست احتیاج به سوى حضرت حق درازكردن است. و منظور ما از دعا در این نوشتار هم همین معناست.
گستره دعا
«دعا» حقیقتى است كه میدان حضور آن تمامى پدیدهها و همه ممكنات است. مجموعه آفرینش رو به سوى او دارند و در هر لحظه از مبدأ پرفیض و سرچشمه هستى تقاضاى نزول فیض مىكنند.
قرآنكریم مىفرماید: «یسأله من فى السموات و الارض كل یوم هو فى شان» آسمانیان و زمینیان دست طلب به سوى او دراز دارند و او هر روز در شأنى از اداره عالم است (8) .
به عبارت دیگر، چنانكه انسان به لحاظ تشریع موظف به دعا و درخواست از خداست، سایر موجودات نیز به لحاظ تكوین لحظه به لحظه بدان مشغولند و دو جریان «فیضگیرى» و «لطفبخشى» از دیرپاترین نظامهاى حاكم جهان آفرینش و عامل پیدایش آن است.
نهایت اینكه تفاوت بین این دو نوع درخواست به وساطت اراده و اختیار است.
دعاى عالم هستى
تسبیح و تهلیل و ذكر خدا نیز نمونه دیگرى از این هماهنگى است. بنابراین وقتى انسان ملاحظه مىكند كه در اطاعت از قانونگذار هستى تنها نبوده، بلكه تمامى طبیعت در این امر با او همراهند با اطمینانى سرشار و وسعتى بایسته به انقیاد و تسلیم روى مىآورد، و نافرمانى از قانون خداوندى را نوعى ستیزهجویى و تقابل با مجموعه نظام هستى مىیابد و خود را در این حركت گمراهانه تنها مىبیند.
قرآنكریم مىفرماید: «افغیر دین الله یبغون و له اسلم من فى السموات و الارض» (11) ; آیا آنان غیر دین خدا را مىجویند در حالى كه همه جهانیان تسلیم فرمان اویند؟
به همین ترتیب اگر انسان به این حقیقت واقفشود كه همه جهانیان از خدا طلب مىكنند، نیاز خود را تنها بدو عرضه مىكنند و از غیر او بیگانهاند، به گمراهى آنان كه رو به سوى جز او كردهاند، از فقیران گدایى مىكنند و در گرفتاریها به غیر او پناه مىبرند، بیشتر پىمىبرد، به مناجات و دعا پایبندتر مىشود، به راز و نیاز خود با خدا اصالت و عمق فزونتر مىبخشد و خویشتن را در این راه با كل طبیعت هماهنگ و همراه مىبیند.
دوش مرغى به صبح مىنالید
عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
یكى از دوستان مخلص را
مگر آواز من رسید بگوش
گفت باور نداشتم كه تو را
بانگ مرغى چنین كند مدهوش
گفتم این شرط آدمیت نیست
مرغ تسبیحگوى و من خاموش (12)
پىنوشت ها:
1 - سوره رعد، آیه14.
2 - قاموس المحیط، ج4، ص329.
3 - المفردات فى غریب القرآن، ص170.
4 - سوره یونس، آیه25.
5 - سوره غافر، آیه41.
6 - سوره بقره، آیه186.
7 - سوره نمل، آیه62.
8 - سوره رحمن، آیه55.
11 - آلعمران، آیه83.
12 - گلستان سعدى، ص85، در اخلاق درویشان.

ترسم که شعر سنگ مزار من این شود