ویژگی داستان های قرآنی:
ویژگی داستان های قرآنی:
1- هدفدار بودن
2- همراه بودن با پند و اندرز
3- بیان قانون مندی ها
4- نقل داستان های حقیقی
5- پرهیز از بد آموزی
1- هدفدار بودن
هدف قرآن کریم در بیان داستا ن ها، تنها نقل تاریخ و به تصویر کشیدن زندگی قهرمانان نیست، بلکه می خواهد با نقل فرازهای عبرت آموزی از زندگی گذشتگان، آن را مایه ي تنبّه آیندگان و چراغی فرا راه آنان قرار دهد تا آنان از نکته های آموزنده زندگی گذشتگان، درس گيرند و از افتادن در پرتگاه ها مصون باشند. همچنین رموز موفقیّت برخی دیگر را نصب العین زندگی خود قرار دهند و راه تکامل و هدایت را با سرعت بیشتری بپیمایند.
قرآن به هدفمندی خود در نقل داستان¬های تاریخی اشاره کرده و پس از نقل سرگذشت بنی¬اسرائیل و شرح ماجرای اصحاب سَبت و داستان بلعم باعورا می فرماید:
ذلک مَثَلُ الْقَوم الَّذینَ کَذَّبُوابِایاتِنا فَاقْصُصْ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّروُن
این مثل گروهی است که آیات مارا تکذیب کردند. این داستان ها را بازگو کن تا شاید بیندیشند.[1]
همچنین می فرماید :
لَقَدکانَ فِی قَصَصِهِم عِبْرةُ لِاُولِی الْاَلباب
به تحقيـق در سـرگذشـت آن ها، درس عـبرتی برای صـاحبان اندیشه است.[2]
ـ با توجّه به همین هدفمندی است که داستان های قرآن مشروح و مفصّل نیست، بلکه در هر سوره به مناسبت هايي، فرازی از داستان شخص یا گروهي ذکر گردیده و در همان فراز نیز به نکته هایی آموزنده اشاره شده است و مطالبی که پیام هدایتی ندارد، مهمل گذاشته شده است.
برای مثال، در قرآن بطور معمول، زمان وقایع ذکر نشده است؛ چون در پیام داستان تاثیری ندارد و یا در داستان اصحاب کهف، سن آنان، محل غار، نحوه ي فرار آنان و... بیان نگردیده است؛ زیرا پیام هدایتی خاصّی نداشته است.
2- همرا بودن با پند و اندرز
داستان های قرآن با پند های اخلاقی و مواعظ الهی همراه است، به طوری که در کنار هر قسمت از داستان، نکته ي زیبایی آمده است. به همین دلیل، از هر داستان قرآن می توان در زمینه های متعدّدی بهره برد.
به عنوان نمونه، می توان به داستان خلقت حضرت آدم(علیه السّلام) و حوا و سرگذشت آنان توجّه نمود. این داستان در چند سوره ذکر گردیده است [3] و در هر سوره به بعضی جهات آن توجّه شده و حاوی بهترین نصایح اخلاقی است.
نصایحـی که مهمـترین رکن اخـلاق را تشکـیل می دهـد. اين داستان توجّه ما را به دشمنی خطرناک جلب مي كند که همیشه در کمین انسان است؛دشمنی که از راه های مختلف و باحیله های گوناگون وارد می شود.
اين دشمن گاهی به پند و اندرز انسان می پردازد، گاهی با قسم او را می فریبد وگاهی دشمنی صریح و آشکارش را ابراز می دارد. داستان آدم و حوا هم چنين یاد آور ظرفیّت فوق العاده ي تکاملی انسان است و آدمي را تشویق به توبه ي پس از لغزش و گناه مي كند.
در داستان حضرت یوسف(علیه السّلام) نیز، که یک سوره ي کامل را به خود اختصاص داده، همچون دیگر داستان های قرآنی به همین گونه عمل شده است. قرآن در لابلای هر فراز از سخنانش، به انسان ها پند می دهد. در فرازی انسان را متوجّه شرّ حسودان می سازد و در جای دیگر،از نقشه های شیطانی نفس در پوشاندن بدی ها سخن می گوید.
در آیات دیگری انسان را از افتادن در مسیر شهوات باز مي دارد و الگوی بسیار مناسبی در مبارزه ي با شهوات به وی معرفی می کند.
در مجموع اين سوره مباركه انسان را متوجّه تدبیر الهی در به عزّت رساندن افراد متّقی و خدا ترس می نماید و به عبارت دیگر، توحید در ربوبیّت را به انسان مي آموزد.
3- بیان قانون مندی ها
از دیگر مشخصّات قصّه های قرآن این است که هرچند به نقل داستان های جزئی و شخصی می پردازد، امّا آن را به عنوان آینه ای برای انعکاس حقایق مطرح می کند و موارد جزئی را به شکل کلّی بیان می دارد.
در رويكرد قرآني، اگر در مورد خاصّی خداوند عنایتی کرده و یا در جایی عدّه ای را به هلاکت رسانده، قضیّه اي شخصی نیست تا دیگران فقط برای مطالعه و سرگرمی بخوانند، بلکه برای این است که بدانند قوانین الهی، کلّی است و شامل همه ي افراد بشرمی گردد.
به عنوان مثال، قرآن در داستان حضرت یوسف(علیه السّلام)، می فرماید:
وَ لَمَّـا بَلَـغَ اَشـُدَّهُ آتَیْـناهُ حُـکْماً وَعِـلْماً وَ کَذالِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنیِن
و هنگامی که به بلوغ و قوّت رسید، ما حکمت و علم را به او دادیم و این چنین نیکوکاران را پاداش می دهیم.[4]
ـ همچنین در داستان حضرت یونس(علیه السّلام) و استغاثه ي او به درگاه الهی و قبول انابه اش می فرماید:
فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیناهُ مِنَ الـغَّم وَ کَذالِکَ نُنْجِی الْمُؤمِنیِن
ما دعـای او را اجـابت کـردیم و از آن انـدوه نجـاتش دادیـم و این گونه مومنان را نجات می دهیم.[5]
4- نقل داستان های حقیقی
قرآن کریم برای بیدار کردن انسان ها و تنبّه آنان،از داستان های حقیقی استفاده کرده و قسمت هایی از وقایعی را که اتفاق افتاده است برای درس گرفتن دیگران نقل مي كند. این کتاب آسمانی به داستان بافی و نقل افسانه های بی اساس تخیّلی نپرداخته و اصولاً نقل این قصّه ها در شأن این کتاب الهی نیست.
بعضی گفته اند:
اشـکالی ندارد که قـرآن در داسـتان های خـود، از داسـتان های معروف بیـن مردم و یا اهل کـتاب استفاده کرده باشد، هر چند اطمینانی به صحّت آن ها نباشـد و یا آن داسـتان ها افسانه های خیالی باشند.
مانند داستان حضرت موسی (علیه السّلام) و همسفرش یوشع بن نون(علیه السّلام) و یا داستان مُردن هزاران نفر از مردمی که از ترس مرگ، خانه و دیار خود را ترک کرده بودند و سپس زنده شدن آن ها.[6]
ـ علامه طباطبائی رحمة الله عليه پس از نقل سخن مزبور ، در ردّ آن می نویسد:
این سخن،خطای بزرگی است؛ زیرا مسأله ي داستان نویسی و فنون آن،که در جای خود صحیح نیز هست،هیچ ربطی به قرآن کریم ندارد؛ زیرا قرآن کتاب تاریخ و رمان نیست، بلکه کتابی عزیزی است که نه در آن باطلی هست و نه دست دسیسه بازان می تواند باطلی را در آن راه دهد.
قرآن كريم خود را در آیات زیادی چنین توصیف می کند:
(قرآن جز حق نمی گوید) و (بعد از حق چیزی جز گمراهی نیست) و... با این حال، چگونه یک دانشمند کنجکاو به خود اجازه می دهد که بگوید: قرآن به منظور هدایت، از رای باطل و داستان های دروغین و خرافات و تخیّلات نيز استفاده کرده است؟! [7]
5- پرهیز از بد آموزی
بسیاری از داستان ها با وجود داشتن مطالب مفید و آموزنده، به گونه ای دارای جنبه های بد آموز نیز هستند، همانند داستانی که برای نشان دادن پایان بد و نافرجام دزدی، فساد و مانند آن به رشته تحریر در می آید، امّا به گونه ای ناخودآگاه، راه های دزدی و فساد را به خواننده خود القا می کند. این بدآموزی ها در داستان های عشقی و جنایتی بیشتر خود نمایی می کند.
امّا قرآن داسـتان ها را به گـونه ای نـقل می کـند که هـیچ گـونه بدآموزی در آن وجود ندارد.
برگرفته از کتاب ویژگی های قرآن و آداب تلاوت
حجة الاسلام و المسلمین محمدرضا حاتم پوری کرمانی
1- سوره ی مبارکه ی اعراف، آیه ی شریفه ی 176
2- سوره ی مبارکه ی یوسف، آیه ی شریفه ی 111
3- سوره ی مبارکه ی بقره، آيات شريفه ي 30-39، سوره ی مبارکه ی اعراف،آيات شريفه ي10-25، سوره ی مبارکه ی حجر آيات شريفه ي 28-44، سوره ی مبارکه ی اسرا،آيات شريفه ي61-65 و سوره ی مبارکه ی طه، آيات شريفه ي 115-124
4- سوره ی مبارکه ی یوسف، آیه ی شریفه ی 22
5- سوره ی مبارکه ی انبیاء، آیه ی شریفه ی 188
6- این دو داستان به ترتیب در سوره ی مبارکه ی کهف(60-64) و سوره ی مبارکه ی بقره آیه ی شریفه ی243
7- تفسیر المیزان، ج7، ص235-236
ترسم که شعر سنگ مزار من این شود