چقدر به فکر خودمون و امام زمانمون هستیم ؟

ای خدای آسمان های وزین
ای که تویی مالک یوم الدین
ای که عظمتت بزرگتر از زمین
ای که تویی حافظ قرآن و دین
این بنده حقیرت را گوشه چشمی انداز
او دگر از زندگی در چارچوب دنیوی خسته شده
خسته شده از ظالمان ، از کافران ، از شیاطین جهان ، از این و آن
لیکن در این ظلام شب امیدی نیز هست
این امید من و ما و همه دل زندگان است
این امید مهدی موعود ، صاحب الزمان (عج) است . . .
به نام خداوند عزیزتر از جان ، حداوند روزی ده مهربان ، به نام خداوند هم بی و هم با زبان ، خداوند عاشق عشق و عاشق عاشقان ، به نام خداوند درد و درمان ، خداوند بابا و مامان ، به نام خداوند این کهکشان ، خداوند کوه و دریا و آتشفشان ، به نام خداوند آدم و جانوران ، خداوند گربه و پیشه وران ، به نام همو که دلم هر چه دارد ز اوست ، به نام تکی که جز او هر که دیدم خودوست ، به نام خداوند روح بخش کلام ، پس از یاد او اول هر سخن با سلام
دوست داشتم این نوشتم رو به رسم خیلی از نویسندگان و اهل قلمان و حتی به رسم ادب هم که شده با یکی از مناجات های مسجع و لطیف خواجه عبدالله انصاری شروع کنم اما نمی دونم چی شد که تصمیم گرفتم با اولین سروده خودم که یک مناجات ساده بود شروع به نوشتن این مطلب کنم و بعد اون هم یک نیمه نثر نیمه مسجع رو از خودم به یادگار بذارم . هر چند این شعر و این نثر به هیچ وجه و از هیچ جهاتی قابل قیاس با مضامین لطیف و دوست داشتنی منثورات مسجع و منظومات دل نواز خواجه نیست اما امید که تونسته باشم حق شاگردی رو تا حدودی ادا کنم . دوباره اومدم خدمت تمام کسانی که به طور اتفاقی یا به رسم عادت به این وبلاگ سر زدن ، خدمت تمام دوستانی که این چرک نویس های من رو میخونن و اونایی که نخونده صفحه رو میبندن ، و در آخر خدمت همه اونایی که مطالب رو دنبال میکنن اما بعضیاشون نظر میدن و خیلیاشونم نظراتشون رو برای خودشون نگه می دارن ، سلام . . .
کم کم دارم به اینجا عادت می کنم اما نمی دونم چرا !؟ اصلا قرار نبود این وبلاگ بشه محلی برای نوشتن احوالات شخصی یا درد دل های روزمره ، قرار بود بشه جایی برای صحبت در مورد علم و فناوری و انتقاد از وضع بد فناوری اطلاعات و ارتباطات توی کشورمون و اینکه چقدر ما از بقیه دنیا عقبیم . اصلا چرا عقب افتادیم و چجوری شد که خواب موندیم و چجوری باید جبران کنیم و چرا کسی به فکر جبران و پیشرفت نیست و این مسئولین هم که اصلا . . . بگذریم ! امروز حال و حوصله پرداختن به این مسائل رو ندارم اما ایشالا سر فرصت برای یک بار هم که شده سعی می کنم یک نوشته در این مورد تو وبلاگ از خودم به یادگار بذارم اما الان وقتش نیست ، شاید فردایی دیگر . . .
چهار تیر هم اومد و به خیر و خوشی گذشت . هفتم تیر هم اومد و به خیر و خوشی گذشت و این سیر عمر ماست و ای کاش تا آخر به خیر و خوشی باشه و در آخر تنها چیزی که عایدمون میشه رضایت خدا و پدر و مادرمون و عاقبت به خیری باشه . دیروز و امروز خیلی خوشحال بودم و میخواستم کمی در مورد دلایل این خوشحالی بنویسم اما ناخودآگاه بعد نوشتن این مناجات اول وبلاگ کلا به هم ریختم ! امام زمانمون در چه حالیه و ما در چه حالی هستیم ! اون به چی فکر میکنه و ما به چی فکر می کنیم ! ما خوشحالیم که مثلا برامون یه اتفاقی افتاده اما اصلا انگار نه انگار که اماممون داره غصه میخوره ! ما خوشحالیم و هر روزمون رو بی توجه تر و غافل تر از دیروز شروع می کنیم اما انگار نه انگار که تمام توجهات اماممون به دعاهای فرج و عهد و ندبه هایی که قرار بوده بخونیم و خواب موندیم ! نمی دونم چرا کلا اصلا این مطلب وبلاگ اینجوری شد ، قرار بود این مطلب یک مطلب شاد و خوشحال کننده و . . . نمی دونم ، شاید باز مثل همیشه امروز ازون روزایی که یهویی یاد آقا میفتم و یهویی هم مثل همیشه ازش غافل میشم ! شاید دیگه مثل سابق نیست . . .
فکر می کنم خیلیامون داریم عادت می کنیم که زندگی اینه اما به خدا خیلیامون داریم راه رو اشتباه می ریم . اعوذ بالله من نفسی و من الشیطان الرجیم ، تمام این توهمات بافته های نفس سرکش ما و وسوسه های دشمن قسم خوردمون شیطانه و ما چه ساده داریم دست به دست شیطان راه زندگیمون رو طی می کنیم . کاش همه ماها رو در و دیوار اتاقمون و خونه هامون چند آیه ای از قرآن و چند تا حدیث و چند تا روایت بچسبونیم تا شاید با دیدن اونا بعضی وقتا به خودمون بیایم . چطور تو اتاقمون جا واسه چسبوندن عکس فلان بازیگر و فلان خواننده هست اما واسه یه آیه کوچیک جایی پیدا نمیشه !؟ یا اینکه شاید با خودمون فکر می کنیم آبروریزی یا بی کلاسیه اینکار !؟ اعوذ بالله من نفسی و من الشیطان الرجیم . . . پناه می برم به خدا از دست نفسی که هیچ وقت من رو رها نمیکنه و هیچ وقت خیر و صلاح من رو نمی خواد و هیچ وقت یار مهربان نبوده و نیست و نخواهد بود . پناه می برم به خدا از دست شیطانی که اصلا قسم خورده که منو نابود کنه ، قسم خورده که بین من و خدای خوب و نازم فاصله بندازه ، قسم خورده که منو از به یاد امام زمانم بودن غافل کنه . خدایا به خودت پناه می برم .
روم نمیشه تو این مطلب مستقیم با امام زمان صحبت کنم و ایشونو مورد خطاب قرار بدم اما با خدا ، چرا . خدایا خودت کمکمون کن مثل بچگیامون ساده و صادق باشیم ، کمکمون کن تا بتونیم به همه چی ساده و به دور از سیاست بازی و باند بازی و حزب بازی و منفعت طلبی و خودخواهی و . . . و به دور از تعصبات غلط و انحرافی نگاه کنیم . واقعا بعضی وقتا دلم واسه خدا میسوزه ، دلم واسه امام زمان میسوزه . واقعا ما اسم خودمون رو میذاریم بنده خدا !؟ واقعا الان ما داریم از نعمت هایی که خدا در اختیارمون قرار داده سپاسگزاری می کنیم یا نه دائما در حال کفران نعمت هستیم !؟ یعنی واقعا ماها قرار بشیم سرباز امام زمان !؟ زرشک . . . !!!!!!!
سربازی امام زمان و در رکاب امام زمان بودن لیاقتی میخواد که من به شخصه تو خودم نمی بینم ، سرباز امام زمان حداقل باید نمازش رو درست و حسابی و اول وقت بخونه ، سرباز امام زمان باید بتونه چشم هاش رو کنترل کنه و به هر چیزی و هر کسی نگاه نکنه ، سرباز امام زمان باید بتونه تحمل عدل واقعی رو داشته باشه ، سرباز امام زمان باید بتونه برای احقاق حقش از جاش بلند بشه و با ظالم مبارزه کنه ، سرباز امام زمان باید بتونه با کسی که به خودش اجازه میده کوچکترین بی احترامی رو به ولی خودش بکنه چنان برخورد محکمی بکنه که حساب دست همه بیاد ، سرباز امام زمان باید به مردم خدمت کنه ، سرباز امام زمان باید همیشه به یاد خدا باشه ، سرباز امام زمان باید اهل ذکر و تسبیح و اهل توبه باشه ، سرباز امام زبان باید حجابش درست باشه ، سرباز امام زمان باید سخنش گواه بر قلبش باشه ، سرباز امام زمان باید عزمش جزم باشه ، سرباز امام زمان باید تا آخرین نفس در رکاب امامش باشه و . . .
سربازی امام زمان محدودیت هایی رو هم برای آدم ایجاد میکنه که باید به اونها هم توجه کرد ، سرباز امام زمان نباید اهل موسیقی هایی باشه که علنا داخلش به اعتقادات و مقدساتش توهین میکنن ، سرباز امام زمان نباید اهل فیلم هایی باشه که به راحتی میتونه بنیان خونوادش رو بدون اونکه خودش بفهمه نابود کنن ، سرباز امام زمان نباید دنبال گول زدن مردم باشه ، سرباز امام زمان نباید اهل تجملات و ریخت و پاش باشه ، سرباز امام زمان نباید لحظه ای در قلب خودش و حتی در تنهایی خودش به آرمان های خودش و امامش شک کنه ، سرباز امام زمان نباید اهل بد حجابی و بی حجابی باشه ، سرباز امام زمان نباید برای اینکه توجه کسی رو به خودش جلب کنه اونقدر با مواد شیمیایی خودش رو گریم کنه که نظر شیطان و شیطان صفتا رو به خودش جلب کنه ، سرباز امام زبان نباید با هر محرم و هر نا محرمی هر حرفی رو بزنه ، سرباز امام زمان نباید اهل بی احترامی و کم توجهی باشه ، سرباز امام زمان نباید با کلاه های شرعی کار خودش رو پیش ببره ، سرباز امام زمان نباید به فکر مال اندوزی از راه های حتی شبهه دار باشه ، سرباز امام زمان نباید اهل چشم و هم چشمی باشه ، سرباز امام زمان نباید به مادیات بیشتر از معنویات بها بده ، سرباز امام زمان نباید . . . و هزار نباید دیگه که همتون بهتر از من میدونین .
به نظرتون ما ها واقعا سرباز امام زمانیم !؟
به نظرتون کدوم فرمانده ای حاضر میشه با همچین سربازایی به جنگ دشمنای سرسختش بره !؟
اللهم عجل لولیک الفرح ، و العافیه و النصر ، و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره ، و المستشهدین بین یدیه . . .
ترسم که شعر سنگ مزار من این شود